آرشیو   |  تماس با ما   |  جستجوی پیشرفته    RSS   |  نسخه موبایل   |  نسخه تلکس  
 خانه    بانک و بیمه    نفت و انرژی    اقتصاد کلان    صمت    بورس    درباره ما    ارسال خبر و یادداشت    گیشه مطبوعات  
سه شنبه، 3 اردیبهشت 1398 - 13:19   
  تازه ها:  
   آخرین مطالب  
  دستگاه میخ کوب چند قیمت خورده است؟
  چقدر هزینه کنیم تا مصرف داروهایمان فراموش نشود؟
  بازی فوتبال دستی را با چه هزینه‌ای برپا کنیم؟
  مظنه فروش باربند خودرو در بازار چقدر است؟
  قیمت نهال و بذر در بازار
  دولت برنامه مشخصی برای رونق تولید در بخش مسکن ندارد
  بررسی خودرو تویوتا کمری هیبرید
  خروج تیم‌های پیکان و تراکتورسازی با اسکورت پلیس
  مصدومیت بیش از 40 فلسطینی در حمله صهیونیست‌ها به راهپیمایی غزه
  ایران کشوری بسیار موفق با پیشرفت‌های عظیم است
  کیم‌جونگ‌اون خواستار توسعه روابط کره‌شمالی با روسیه شد
  جزئیات خسارات سیل در ۸ استان
  زنگ هشدار برای اقتصاد آلمان به صدا درآمد
  سراب دلالان برای خریداران مسکن مهر و سودجویی با فریب مردم
  ورود ژاپن به عرصه رقابت با بوئینگ و ایرباس در ساخت هواپیما
  ۱۷ کشور عربی به جاده ابریشم جدید پیوستند
  گروه نزدیک به داعش تهدید به آتش زدن کلیسا کرد
  آغاز ساخت کارخانه اتوبوس سازی ایران و جمهوری آذربایجان
  رشد ۳ درصدی شاخص بورس در هفته ای که گذشت
  سرمایه‌گذاری خودروسازان بزرگ برای ساخت خودروهای برقی
  آیا نرخ گذاری لفظی و دلالی به پایان می‌رسد؟
  نقاط قوت و ضعف لیفان۸۲۰ را بشناسید
  سفر علی کریمی به امارات برای حمایت از پرسپولیس + عکس
  انتشار اولین تصاویر عناصر بازداشتی اماراتی در ترکیه
  حمله شدید مقتدی صدر به فرقه‌های وهابی و سلفی و حامیان داعش
  وزارت خارجه آمریکا ایران را به نقض «ان‌پی‌تی» متهم کرد
  کشته شدن ۱۲ تروریست و انهدام مقرهای داعش در عراق
  جدول رده‌بندی لیگ برتر در پایان هفته بیست‌وششم
  زیبایی طبیعی پاموک قلعه در ترکیه + عکس
  بایدها و نبایدهای اقدام متقابل ایران در حمایت از سپاه
- اندازه متن: + -  کد خبر: 223617صفحه نخست » تازه هاچهارشنبه، 25 مهر 1397 - 00:33
تجربه‌های سیاه دختر فراری 16ساله
اکوفارس: با آن که هنوز به سن جوانی نرسیده ام اما خلاف های زیادی را مرتکب شده ام از شرکت در پارتی های شبانه گرفته تا استعمال مواد مخدر و فرار از منزل، ماجراهایی است که در این سن و سال با آن ها روبه رو بودم
  

دختر 16 ساله ای که به اتهام فرار از منزل در یکی از پارک های مشهد توسط ماموران انتظامی دستگیر شده است درحالی که بیان می کرد امروز وقتی سرگذشت وحشتناک دختران فراری را در کلانتری شنیدم، تازه فهمیدم که فرار از منزل جز آبروریزی پیامد دیگری ندارد، به تشریح سرگذشت خود پرداخت و به کارشناس اجتماعی کلانتری میرزا کوچک خان مشهد افزود: دو سال بیشتر نداشتم که پدر و مادرم از یکدیگر جدا شدند و من قربانی بزرگ این طلاق بودم چرا که هیچ کدام از آن ها به خاطر لجبازی با یکدیگر مرا قبول نمی کردند و اعتقاد داشتند سرپرستی من مانع خوشبختی آنان در مسیر سرنوشت شان خواهد بود به همین دلیل پدر بزرگ پدری ام مرا نزد خودش برد و حضانتم را به عهده گرفت. از بزرگ ترها شنیدم پدرم در دوران جوانی دختر دیگری را  دوست داشت و حتی بعد از به دنیا آمدن من نیز ارتباطش را با آن دختر قطع نکرد، این موضوع به اختلافات شدیدی بین پدر و مادرم منجر شد تا این که در نهایت پدرم با همان دختر ازدواج کرد و مادرم که نمی توانست این شرایط را تحمل کند به ناچار طلاق گرفت و به دنبال سرنوشت خودش رفت.

 

از سوی دیگر نامادری ام حاضر نبود مرا در زندگی خودش شریک کند و مادرم نیز که با مرد دیگری در تهران ازدواج کرده بود برای حفظ زندگی اش حاضر نشد سرپرستی مرا به عهده بگیرد. در این شرایط من به تحصیلاتم در مقطع ابتدایی ادامه می دادم اما همواره نزد دوستان و هم کلاسی هایم احساس حقارت می کردم چرا که وقتی مادران دوستانم با پوشش های زیبا و جذاب به مدرسه می آمدند من خودم را در گوشه ای پنهان می کردم تا هم کلاسی هایم چادر رنگی و کفش های رنگ و رو رفته مادر بزرگم را به رخ من نکشند. طرز فکر و رفتارهای مادر بزرگم خیلی مرا آزار می داد از سوی دیگر نیز دوست داشتم دختری آزاد باشم و بیشتر اوقاتم را در بیرون از منزل بگذرانم و مانند دیگر دختران لباس های آن چنانی بپوشم اما عمه هایم آن قدر زیرگوش مادربزرگم برای کنترل من زمزمه می کردند که گاهی رفتار مادربزرگم به کلی تغییر می کرد.

 

این بود که حدود دو سال قبل از منزل فرار کردم اما خیلی زود پلیس مرا دستگیر کرد و چون به آن ها گفتم کسی را ندارم مرا تحویل بهزیستی دادند. یک ماه بعد در حالی که نمی توانستم در بهزیستی دوام بیاورم شماره مادربزرگم را دادم و دوباره مرا تحویل خانواده ام دادند. از آن روز به بعد ترک تحصیل کردم و مدام در خیابان ها و پارک ها بیهوده وقت می گذراندم و با  دوستی با برخی پسران جوان از آن ها می خواستم لوازم مورد نیازم را تهیه کنند گاهی نیز با آن ها به پارتی های شبانه می رفتم تا این که در یکی از همین شب نشینی ها با زن مطلقه 30 ساله ای به نام سوسن آشنا شدم او با من بسیار مهربان بود و مرا به خانه اش دعوت می کرد. دیگر بیشتر وقت ها را در پارک نزدیک منزلمان به خوشگذرانی و استعمال مواد مخدر می پرداختیم که یکی از همان پسران پارک  نشین در اختیارم می گذاشت.

 

آن جا بود که با دختر 19 ساله ای به نام شیرین آشنا شدم. او به تازگی ازدواج کرده بود اما شوهرش را دوست نداشت وبه همین خاطر مدام برایم درد دل می کرد. روزها به همین ترتیب می گذشت که چند روز قبل دوباره از خانه فرار کردم و به خانه سوسن رفتم. آن جا بود که شیرین با من تماس گرفت و گریه کنان گفت: از خانه فرار کرده ام ولی جایی برای خوابیدن ندارم. من هم با او در پارک قرار گذاشتم تا او را نیز به خانه سوسن بیاورم ولی هنگامی که در پارک کنار یکدیگر نشسته بودیم ناگهان ماموران کلانتری رسیدند و ما را دستگیر کردند.

 

حالا هم از رفتارهای گذشته ام پشیمانم ومی خواهم زندگی درستی را آغاز کنم. شایان ذکر است به دستور سرهنگ علایی (رئیس کلانتری میرزاکوچک خان) این دختر نوجوان برای ترک اعتیاد و بازگشت به خانواده در اختیار مرکز مشاوره ای پلیس قرار گرفت.

 

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

 

منبع: خراسان

   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
   پربیننده ها  
 
 
 
© اکوفارس 1390
info@ecofars.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار