آرشیو   |  تماس با ما   |  جستجوی پیشرفته    RSS   |  نسخه موبایل   |  نسخه تلکس  
 خانه    بانک و بیمه    نفت و انرژی    اقتصاد کلان    صمت    بورس    درباره ما    ارسال خبر و یادداشت    گیشه مطبوعات  
شنبه، 4 اسفند 1397 - 03:13   
  تازه ها:  
   آخرین مطالب  
  آغاز ساخت ۱۲ هزار واحد مسکونی برای مددجویان سیستان و بلوچستان
  لیست انواع ورق گالوانیزه در بازار + قیمت
  قیمت محصولات هیوندای در بازار
  خرید گوشت کوب برقی چقدر هزینه دارد؟
  قیمت نخود در بسته بندی مختلف چقدر است؟
  قیمت انواع شیشه شور در بازار
  قلوه گاه شتر در بازار چند؟
  سقوط ارزش سهام نایک به دنبال پاره شدن کفش بسکتبالیست آمریکایی!
  با وجود فشارها به همکاری با ایران در زمینه هسته‌ای ادامه می‌دهیم
  کناره گیری عمر البشیر از ریاست حزب حاکم کنگره ملی
  چرا پیش فروش خودروسازان باعث کاهش قیمت نشد؟
  واکنش سازمان ملل به اعدام ۱۵ مصری
  اعتراض مردم الجزایر به نامزدی مجدد بوتفلیقه برای انتخابات
  قیمت نجومی «گلکسی فولد» صدای کاربران را درآورد
  کشف بزرگترین زنبور جهان + عکس
  خودروی لادای روسیه به ایران می آید+ عکس
  الحاق ۳ فروند هواپیما به ناوگان ایران ایر تا پایان سال
  تقاضای نفت اروپا کاهش یافت
  نیجریه در راستای توافق اوپک تولید نفت خود را کاهش می‌دهد
  محموله‌ کمک‌های بشردوستانه روسیه وارد ونزوئلا شد
  البشیر با اعلام حالت فوق‌العاده دولت انتقالی تشکیل می‌دهد
  ترکیه حفاری نفت و گاز را در نزدیک قبرس آغاز می‌کند
  ونزوئلا از روسیه و اروپا سوخت گران وارد می‌کند
  توان بالای اشتغالزایی صنایع غذایی ایران
  دولت مقصر تورم افسار گسیخته امروز در کشور است
  استقرار موشکهای آمریکا در اروپا را تلافی می کنیم
  رشد ۲۱۷۹ واحدی شاخص کل بورس در هفته‌ای که گذشت
  مقررات جدید بازار پایه فرابورس اعلام شد
  اصلاح قانون مالیات بر ارزش افزوده به صحن مجلس می‌آید
  گروه ویژه اقدام مالی نهاد تخصصی است یا ابزار سیاسی؟
- اندازه متن: + -  کد خبر: 214339صفحه نخست » تازه هاجمعه، 30 شهریور 1397 - 21:53
دائم الخمری که امام حسین (ع) زندگی اش را دوباره ساخت
اکوفارس: می‌گوید: «امام حسین (ع) دریای کرم است. سیدالشهدا را باید با قلبت بخواهی. اگه ارباب بخواد خودش تو را می‌برد. حتی اگر دائم‌الخمر باشی و یک‌بار از ته وجودت صدایش بزنی. باور کنید اجابت می‌کند. من را اجابت کرد. منِ دائم الخمرعربده کشِ مفسد فی الارض را.»
  

می‌گوید: «امام حسین (ع) دریای کرم است. سیدالشهدا را باید با قلبت بخواهی. اگه ارباب بخواد خودش تو را می‌برد. حتی اگر دائم‌الخمر باشی و یک‌بار از ته وجودت صدایش بزنی. باور کنید اجابت می‌کند. من را اجابت کرد. منِ دائم الخمرعربده کشِ مفسد فی الارض را.»

این قصه، واقعی است. داستانی واقعی که قهرمانش یکی از بنده‌های خوب خداست. به برکت این روز‌ها و در میان هزاران مجلس روضه که در هر کوی و برزن برپاست، گوش شنوایی شدیم برای شنیدن روایتی متفاوت از دلدادگی برای حسین (ع) که عجیب به دل می‌نشیند و رنگی می‌پاشد به حال این روز‌های دل‌هایمان. قصه، روایت زندگی یکی از توابین است. از جوانی تا امروز. از روز‌های خماری و نشئگی تا نوکری برای اهل‌بیت. از چاقوکشی‌ها و قمه زدن‌ها و عربده‌کشی‌ها تا روز‌های خوب بندگی، دستگیر بودن‌ها و یتیم نوازی ها.

سال‌های وبا

پرسان پرسان پیدایش کردیم. در یکی ازهیئت‌های جنوب تهران. جوان‌ها و نوجوان‌ها دور و برش حلقه زده اند و او برایشان از آداب عزاداری می‌گوید. به سختی حاضر به مصاحبه می‌شود و می‌گوید: «حرف می‌زنم. از سال‌های ننگین زندگی ام می‌گویم. اما فامیلی ام را ننویسید.»

«مجتبی» روایت می‌کند. از ۹ سالگی می‌گوید و آغاز میگساری: «پدرم شراب‌خوار بود. اولین بار در ۸ سالگی مشروب را مزه مزه کردم. در ۱۵ سالگی خوردنش برایم عادی شد. می‌توانید تصور کنید که فردی از نوجوانی و ۱۵ سالگی دائم‌الخمر باشد؟ من بودم. این دائم الخمری در شانزده، هفده سالگی به اوج رسید. آن‌قدر که وقتی تا سر کوچه هم می‌رفتم باید شیشه کتابی مشروب را زیر پیراهنم می‌گذاشتم که مبادا، مستی حتی یک لحظه هم ازسرم بپرد. قبل از رفتن به سربازی یکی از دوستانم کمک کرد تا مصرف مشروبات الکلی را کمتر کنم. به خدمت سربازی رفتم و برگشتم، اما دوباره روز از نو و روزی از نو. کار پیدا کردم. آن ساعت‌هایی که سرکار بودم، برایم به سختی می‌گذشت. چون اگر صاحب‌کارم متوجه می‌شد که الکل مصرف می‌کنم اخراجم می‌کرد. از سرکار که به خانه برمی‌گشتم تلافی می‌کردم. روزی ۳ لیتر مشروب می‌خوردم. واژه دائم‌الخمر برازنده‌ام بود. آن‌قدر روزگارم بد شده بود که همه از من قطع امید کرده بودند. گوشه اتاق می‌نشستم و بعد از مستی در خودم فرومی‌رفتم. بعد دو سه ساعت بیرون می‌رفتم و به هر بهانه‌ای دعوایی راه می‌انداختم با چاشنی چاقوکشی و قمه‌کشی و عربده زنی. روزی نبود که یک شر در محله‌مان راه نیفتد و من بانی‌اش نباشم. هرروز کلانتری، هفته‌ای یک‌بار بیمارستان و اتاق عمل و شکایت و دوباره مستی و دوباره مستی. همه زندگی‌ام در همین چند جمله خلاصه‌شده بود. خیلی‌ها آرزوی مرگم را داشتند. خودم هم همین‌طور. راستش جسارت خودکشی را نداشتم، حتی وقت مستی. اما آرزو می‌کردم روزی بین یکی از دعوا‌هایی که من بازیگر اصلی‌اش بودم یکی پیدا شود و خلاصم کند.»

میای بریم کربلا؟!

روایت زندگی پر فراز و نشیب مجتبی در آستانه تاسوعا و عاشورای حسینی هر لحظه شنیدنی‌تر از قبل می‌شود. وقتی مصداق واقعی جمله «ادعونی استجب لکم» می‌شود. وقتی حال بد آن روزهایش به برکت نام نامی حسین (ع) تبدیل به حال خوب بنده‌های مقرب درگاه حق می‌شود. مجتبی از شب واقعه می‌گوید: «یادتان می‌آید وقتی بعد از مرگ صدام حسین راه شیعیان برای رفتن به کربلا باز شد؟ شب از نیمه گذشته بود. مست و لایعقل از در خانه بیرون زدم و به کوچه رفتم. در همان حال چشم‌باز کردم و دیدم کوچه‌مان پر از پرچم خیرمقدم برای کربلایی‌هاست. کربلایی علی... کربلایی حامد. همه بچه‌محل‌ها به کربلا رفته بودند و من..! حالم بد بود، بدتر هم شد. نمی‌دانم چه حسی بود که سراغم آمد و نمی‌دانم نامش را چه بگذارم؟ شاید حسادت کردم. به در و دیوار می‌خوردم و سر از پشت بام درآوردم. سرم را به آسمان بلند کردم و فقط فریاد می‌زدم. گفتم اوستاکریم. من، عرق‌خور و خرابکار. پس کرم تو کجاست؟ چرا من رو کربلایی نمی‌کنی؟ یا راحتم نمی‌کنی. خسته شدم. حالم خراب بود و سیل اشک از صورتم روانه شد. می‌دانستم توقعم زیادی است. آخه من دائم‌الخمر کجا و کربلا کجا؟ آن شب به مستی و حال خراب گذشت و بعدازظهر فردای آن روز، یکی از دوستان سراغم آمد و گفت: مجتبی کربلا میای؟ مستی ازسرم پرید. انگار آب سرد روی سرم ریخته بودند. گفتم من؟ کربلا؟ چی میگی؟ من نه پول‌دارم نه پاسپورت، نه ویزا. گفت: لازم نیست. کاروان فردا صبح راهی می‌شود و مدیر کاروان یک نفر برای تدارکات کم دارد. رفتم خانه. به مادرم گفتم. مادرم به پهنای صورتش اشک می‌ریخت و وسایل سفر را برایم آماده می‌کرد. گفتم نمی‌خواد مادر. من با همین پیراهن و شلوار می‌روم. نه ساک می‌برم نه لباس. مادرم باور نمی‌کرد که آقاپسر دائم‌الخمر و مردم‌آزارش را برای پابوسی طلبیده باشد. خودم هم باور نمی‌کردم. مگر می‌شود؟ یعنی صدایم را شنیده بودند؟ اتوبوس‌راه افتاد و به لب مرز رسید. آن زمان ویزا‌ها برگه‌ای بود. سرباز بالا آمد. گفتم همین حالاست که مرا از مرز به ایران برگرداند. نمی‌دانم چه شد، اما از من گذشت. انگار مراندید و اتوبوس از مرز رد شد.»

پایان سال‌ها میگساری

اتوبوس زائران کربلا از مرز ایران می‌گذرد و مرز‌های زندگی مجتبی هم جابه‌جا می‌شود. پایان سال‌ها میگساری و آغاز راهی روشن؛ پای‌برهنه از اتوبوس پیاده می‌شود. چله زمستان است و هوا سرد. پایش روی زمین است و سرش در آسمان. شب از نیمه گذشته و هوا سرد است. از کنار رودخانه دجله و فرات رد می‌شود و بی‌اختیار داخل رودخانه می‌پرد. باید تنش پاک شود از این‌همه گناه. پاهایش به سمت حرم کشیده نمی‌شود. سست است. با چه رویی باید می‌گفت: السلام علیک یا اباعبدالله؟! کشان‌کشان خودش را به بین‌الحرمین می‌رساند.

زان کار دست شستم زین کار توبه کردم

گه مستِ کار بودم گه در خمار بودم، زان کار دست شستم زین کار توبه کردم. توبه می‌کند. پابرهنه و پریشان‌احوال در بین‌الحرمین روی دوزانو می‌نشیند و به گنبد طلایی ارباب خیره می‌شود. چشم‌هایش خیس اشک است. دلش پر از حسرت. گاهی سکوت و گریه. گاهی طغیان. سرمی کوبد روی زمین. اطرافیان نگاهش می‌کنند. این جوان، دیوانه حسین (ع) است؟ تحسینش می‌کنند شاید هم به حالش غبطه می‌خورند، صدای مویه‌ها و گریه‌هایش بی‌تاب می‌کند همه حاضران را. پیر و جوان و مرد و زن را. آن‌طرف‌تر مداحی ۷۰ ساله ایستاده و به احترام مویه‌های این جوان آشنا دست از روضه‌خوانی برداشته است. او را می‌شناسد. اشتباه نمی‌کند. مجتبی ست. اما او کجا و اینجا کجا؟ همان‌که بدنش یک جای سالم ندارد و پر از اثرات چاقو است؟ همان‌که یک شهر از شرش در امان نیست؟ همان دائم‌الخمر محله ما؟! این قصه را مداح و یکی از همسایه‌های مجتبی می‌گوید. می‌گوید نامم را ننویسید. فقط بدانید امام حسین (ع) منِ مداح را در ۷۰ سالگی و بعد از یک‌عمر، حسین گفتن و کوس انا الحق زدن به زیارتش طلبید، اما یک جوان ۲۱ ساله را در اوج گناه و بزهکاری و دائم‌الخمر بودن این‌طور دیوانه عشق خودش کرد. باید بودید و می‌دیدید. من حال خوب مجتبی را وقتی به خاک کربلا سجده کرده بود دیدم. نمی‌دانید مجتبی چه بود و چه شد!

چون توبه کرد پسر، پدر هم توبه کرد

«مجتبی میگسار، مجنون عشق حسین (ع) شده بود. تمام ۱۰ روزی که کربلا بودیم پابرهنه و مجنون وار در بین‌الحرمین و کوچه و پس‌کوچه‌های کربلا می‌چرخید. هیچ‌کس حالش را نمی‌فهمید.» جوادی یکی از زائرانی که در این سفر همراه او بوده وصف حالش را می‌گوید؛ «زائران کاروان ما مجتبی را می‌شناختند و از همان ابتدای سفر دعای مشترک همه، سربه‌راه شدن این پسر بود، اما وقتی به کربلا آمدیم انگار هیچ‌کس او را نمی‌شناخت. جوانی دست‌به‌خیر، سربه‌راه، سربه‌زیر. پیرزنی زمین‌گیر در کاروان، همراه ما بود. از همان روز اول این پیرزن را روی شانه‌های خودش می‌گذاشت و به زیارت می‌برد. هر بار پیرزن، دست روی شانه‌اش می‌گذاشت و می‌گفت: الهی که عاقبت به خیر شوی جوان که شد. مجتبی عاقبت بخیر شد.» حالا خودش راوی فصل سوم کتاب زندگی‌اش می‌شود؛ «از کربلا که برگشتم کوچه‌مان پر از پلاکارد‌های تبریک بود. بر و بچه‌های لات محله، برایم سنگ تمام گذاشته بودند. در بدو ورود و بعد از پابوسی و دست‌بوسی پدر و مادرم سراسیمه به پشت‌بام خانه رفتم. دو بشکه ۲۰ لیتری مشروب را در چاه، خالی کردم. پدر و مادرم با دیدن این صحنه گریه می‌کردند. آن روز، روز تغییر پدرم هم بود. با دیدن پسر دائم‌الخمری که توبه کرده پدر هم توبه کرد و برای همیشه مشروب را کنار گذاشت و این اتفاق برکت سفر کربلا و لذت توبه‌ام را دوچندان کرد.»

رستگاری در ۴۰ سالگی

۴۰ سالگی و رستگاری، ۴۰ سالگی و میانداری و هیئت داری و یتیم‌نوازی. گاهی کفش جمع کن عزاداران حسینی می‌شود، گاهی آبدارچی. ابایی ندارد از اینکه بگوید چه بود و چه شد. قصه زندگی‌اش را برای جوان‌ها و نوجوان‌ها روایت می‌کند تا درس بگیرند. بگذریم از اینکه در همان سالی که با کوله باری پر از گناه به کربلا رفت و توبه کنان برگشت چند نفر از هم‌پیالگی‌هایش راه او را در پیش گرفتند و توبه کردند. حالا سرش را بالا می‌گیرد و می‌گوید: «تمام‌قد نوکر اهل‌بیتم. امام حسین (ع) دریای کرم است. سیدالشهدا را باید با قلبت بخواهی. اگه ارباب بخواد خودش تو را می‌برد. حتی اگر دائم‌الخمر باشی و یک‌بار از ته وجودت صدایش بزنی. باور کنید اجابت می‌کند.»

از تو به یک اشاره از من به سر دویدن

«مجتبی در جوانی پیر غلام و مجنون امام حسین (ع) شد.» این جمله را یکی از دوستان مجتبی می‌گوید و ادامه می‌دهد: «خیلی از دوستان به حال این روزهایش غبطه می‌خورند. از تو به یک اشاره از من به سر دویدن. حالا مجتبی مصداقی از این شعر است. با سر می‌دود برای کار خیر و علاوه بر آن هر سال محرم خانه اش را سیاه پوش می‌کند و میزبان عزاداران حسینی می‌شود. در هیات خانه مجتبی جای سوزن انداختن نیست. طوری رفتار می‌کند که انگار سال هاست هیئت دار بوده است. حتی یک سر وگردن بالاتر از کسانی که ادعای هیئت داری می‌کنند. یادم می‌آید یک شب دو سه نفر از جوانان محله که مشروب خوار و از دسته اراذل و اوباش بودند وارد هیئت شدند. بوی آزار دهنده دهانشان فضا را پر کرده بود. چند نفر پیش مجتبی آمدند و گفتند این جوان‌ها را بیرون کن. این‌ها شان مجلس عزای امام حسین (ع) را پایین می‌آورند. اما او زیر بار نرفت. گفت: این‌ها هم مهمان امام حسین هستند. خودشان می‌دانند و ارباب. من چه کاره ام که مهمان امام حسین را جواب کنم؟ بعد از هیئت، یک هیئت ۴ نفره راه می‌اندازد و برای مردم نیازمند روستا‌های اطراف تهران غذا می‌برد. کارتن‌خواب‌هایی که هیچ جا و مکانی ندارند را ازنظر دور نمی‌کند. خلاصه حواسش به همه هست.»

   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
   پربیننده ها  
  قیمت طلا و سکه در دوم اسفند ۹۷ + جدول
  نحوه باز پرداخت پول مازاد دریافتی از مشتریان ایران خودرو اعلام شد
  کاهش بهای طلا در بازار جهانی
  قیمت جهانی طلا امروز اندکی افزایش داشت
  استقلال-ذوب‌آهن؛ یکشنبه در آزادی
  خودروی لادای روسیه به ایران می آید+ عکس
  افزایش معاملات در بازار دلار
  صرافان قیمت‌های پرت می‌دهند؛ خرید و فروشی در کار نیست
  چرا پیش فروش خودروسازان باعث کاهش قیمت نشد؟
  اسامی بازیکنان تیم فوتبال پرسپولیس برای دیدار با نفت اعلام شد
  سکته بازار خودرو در فصل داغ خرید و فروش
  قیمت برخی خودروهای وارداتی در بازار
  پرسپولیس بدون مدافعان وسط مقابل نفت مسجد سلیمان
  حاکمیت جو پایدار در کشور تا سه روز آینده
  چرا دلار گران شد؟
  طلا فضای بیشتری برای افزایش پیدا می‌کند
  بیگ‌بنگ بازار خودرو
  بازیکن خارجی پرسپولیس فعلا گیج است
  گفت‌وگوهای محرمانه برخی اعضای دولت ترامپ با اروپایی‌ها برای حفظ برجام
  جوی نسبتا پایدار در اغلب مناطق کشور
  ترانزیت سوخت از اقلیم کردستان عراق به ایران آزاد شد
  نتایج کامل دیدارهای دور رفت مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان اروپا
  کاهش ۲۵ درصدی قیمت مسکن با اصلاح قانون ساخت و ساز
  دادگاه 3 پزشک و 3 پرستار پرونده مرگ «الینا فروتن» را مقصر شناخت
  مجوز مجلس به دولت برای واگذاری زمین های مسکن مهر
  روایت «بندر بن سلطان» از موضع ایران در جنگ کویت
  افزایش دو برابری سرطان طی ۱۰ سال آینده در ایران
  خرید گلیم چقدر هزینه دارد؟
  ارتش پاکستان: حاضریم در مرز ایران حصارکشی کنیم
  صعود بورس‌های جهانی به قله چهار ماهه
 
 
 
© اکوفارس 1390
info@ecofars.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار